اخبار ایران

جمعیت ایران در جاده سالمندی/ ترغیب به فرزندآوری باید از چه مسیری عبور کند؟

روزهای بروجرد- پیر شدن جمعیت کشور طی دهه‌های آینده موضوعی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. حساسیت این موضوع تا آنجاست که می‌تواند امنیت کشور را نیز به مخاطره اندازد. اما جوانان ازدواج و فرزندآوری جوانان نه یک تکلیف و اجبار صرف که موضوعی است اختیاری که برای تشویق و ترغیب نسبت به آن باید زیرساخت‌های لازم فراهم شود. پیر شدن جمعیت و جمعیت جوان دو روی یک سکه‌اند که ملزومات و بستر‌های خاص خود را می‌طلبد.

شادی مکی: ساختار جمعیتی کشور رو به سالمندی می‌رود و جوانان و میانسالان امروز، قشر سالخورده فردا را تشکیل می‌دهد، میزان ازدواج و فرزندآوری در کشور کاهش یافته و نگرانی‌ها از رشد منفی جمعیت در ده‌های آینده افزایش یافته است. درخصوص تبعات ناشی از کاهش یا منفی شدن نرخ رشدن جمعیت می‌توان به کمبود نیروی انسانی مورد نیاز در عرصه‌های مختلف، عدم وجود جایگزین برای والدین و در نتیجه متوقف شدن فرزندآوری در نسل‌های بعدی و تامین نیاز‌های فزاینده، حساس و ضروری گروه سالمندان اشاره کرد.
بحران ساختار جمعیتی به حدی است که به گفته مدیرکل سلامت، جمعیت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دهه ۷۰ ناگهان، رشد جمعیت به حدود ۱.۵ رسیده و در ورود به دهه ۸۰ و امسال در سال ۱۳۹۹ رشد جمعیت کشور برای اولین بار به کمتر از یک درصد رسیده است. مساله‌ای که برای همه حوزه‌های علمی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور خطرناک خواهد بود.
مشاور عالی وزیر بهداشت، نیز در این خصوص گفته بود: «با روند فعلی در ۲۰ سال آینده، از پیرترین کشور‌های دنیا خواهیم بود و در ۳۰ سال آینده پیرترین کشور جهان هستیم. به طوری که از هر ۳ نفر تقریباَ یک نفر بالای ۶۰ سال سن دارد.»
در سال ۱۳۹۸ نسبت به سال ۱۳۹۷ با کاهش ۱۷۰ هزار تولد مثبت ثبت مواجه بودیم و در سال ۱۳۹۷ هم ۱۲۰ هزار تولد مثبت از سال ۱۳۹۶ کمتر داشتیم. این به معنای آن است که هرساله به صورت چشمگیری از تعداد فرزندان متولد شده در کشور و جوانان آینده کم شده و جوانان امروز نیز در قطار زندگی به سوی سالمندی و پیری می‌روند. از یک سو نیروی انسانی برای کار و تولید در کشور به میزان کافی نخواهد بود و از سوی دیگر برآوردن نیاز‌های مالی و درمانی و مهیا کردن شرایط سالمندی آرام برای این گروه سنی با توجه به کاستی‌های جامعه غیر ممکن خواهد بود، اما علت این موضوع چیست؟ آیا فرزندآوری بهترین راهکار برای حل معضل ساختار جمعیتی کشور در آینده است؟
شاید نگاهی به سخنان اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور که در اسفندماه ۹۶ و طی همایش روز جهانی آینده گفته بود جالب باشد. او گفته بود: «متولدین دهه ۶۰ در هر مقطعی وارد شدند با مشکل مواجه شدیم. از زمان ورود به دبستان تا دبیرستان و دانشگاه و الان هم بحث اشتغال و در آینده موضوع سالمندی آن‌ها باید مورد توجه جدی قرار گیرد.»
این سخن او واکنش‌های تندی را در جامعه به دنبال داشت تا آنجا که مجبور شد توضیح بده که منظورش نه توهین به متولدین این دهه که بیان مشکلات و به نوعی بداقبالی آنان بوده است. این سخن جهانگیری خود دلیلی بر وضعیت نامناسب زندگی جوانان امروز است با نگاهی به زندگی متولدین دهه‌های ۶۰ درمی‌یابیم که بسیاری از افراد این گروه هنوز از کار و اشتغال محروم بوده و درآمد مناسبی ندارند از طرف دیگر در سنینی قرار گرفته‌اند که در استخدام‌های دولتی و حتی خصوصی آن‌ها را نخواسته و چشم به جوان‌تر‌ها دارند البته وضعیت متولدین دهه ۷۰ هم چندان بهتر نیست. به هر حال این افراد نسبت به آینده خود اعتماد کافی ندارند، جوانان و حتی بسیاری از میانسالان این دوره قدرت تامین مسکن و خوراک و پوشاک لازم برای تشکیل یک خانواده را نداشته و گاهی حتی از عهده مخارج فردی خود نیز بر نمی‌آیند.

مسائل اقتصادی باعث ایجاد انواع مصائب اجتماعی و شیوع انواع اختلالات روانی در کشور شده است که افسردگی مهم‌ترین آن است. در این شرایط جوانان تن به ازدواج نداده یا اگر هم شریکی برای ادامه زندگی پیدا کنند نسبت به فرزندآوری رویکردی همراه با با تردید و ترس دارند، زیرا خود را در برابر آینده فرزندان‌شان مسئول دانسته و از اینکه نسلی ایجاد کنند که در آینده مصائب آن‌ها را باردیگر تجربه کرده و با بیکاری، فقر و کمبود امکانات و نبود نشاط فردی و اجتماعی مواجه شوند در هراسند همین شرایط کافی است که افراد در سن ازدواج و باروری و به‌ویژه قشر تحصیلکرده در مواجهه با فرزندآوری دچار تردید شوند.

۲۵ میلیون نفر جمعیت سالمند در سال ۱۴۲۵

دکتر شهلا کاظمی پور جامعه شناس جمعیت درباره چالش‌های ساختار جمعیتی کشور و راهکار‌های برون‌رفت از مشکل به رویداد۲۴ می‌گوید: در ایران تا سال ۱۳۰۰ باروری و مرگ و میر هر دو بالا بوده در نتیجه رشد جمعیت ناچیز بود. با ورود امکانات بهداشتی درمانی به ایران از سال ۱۳۰۰ به بعد به‌تدریج از میزان مرگ و میر کاسته شد، اما میزان باروری کمی زیاد شد به نحوی که رشد جمعیت فزاینده شد به نحوی که در سال ۱۳۶۵ ایران بالاترین میزان رشد جمعیتی را هم در تاریخ خودش داشت و هم در سطح کشور‌های جهان یعنی ۳.۹ درصد رشد داشت که ۳.۲ درصد آن رشد طبیعی بود و مابقی آن ناشی از مهاجرت.
وی ادامه می‌دهد: متعاقب این شرایط به این نتیجه رسیدند که رشد جمعیت بالا بوده و اگر این روند ادامه یابد برای پاسخگویی به نیاز‌های چنین جمعیت جوانی امکانات کم است. از سال ۶۸ به بعد سیاست‌های جمعیتی اعمال شد با اینکار میانگین فرزندآوری زنان که در سال ۶۵، ۷ فرزند بود در سال ۸۵ به ۱.۸ فرزند یعنی کمتر از ۲ فرزند رسید. ما طی ۲۰ سال توانستیم سطح باروری خود را به حداقل برسانیم درحالیکه کشور‌های اروپایی طی ۷۰ سال و کشور‌ها جنوب شرقی آسیا طی ۳۰ سال این مسیر را پیموده بودند. در حالیکه ایران و کره جنوبی این مرحله را با سرعت طی کردند.
این جمعیت شناس با اشاره به اینکه در حال حاضر میزان باروری در کشور در سطح بسیار پایینی قرار دارد، توضیح می‌دهد: جمعیتی که در دهه ۶۰ و در اوج زاد و ولد در کشور به دنیا آمدند امروز به سن فعالیت رسیده‌اند. جمعیت‌شناسان اصطلاحی دارند به عنوان پنجره جمعیتی، در حال حاضر بیشترین گروه جمعتی ایران در سن ۱۵ تا ۶۴ سال قرار دارند و چون در سن فعالیت هستند به آن‌ها پنجره جمعیتی گفته می‌شود اگر این گروه به بهره‌دهی اقتصادی برسند به آن می‌گویند فرصت اقتصادی که کشور‌های جنوب شرق آسیا مانند سنگاپور و چین در این فرصت جمعیتی توانستند به رشد بالای اقتصادی برسند.
او اضافه می‌کند: از طرف دیگر گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال که باعث شده وسط هرم سنی کشور متورم شود به تدریج به سمت سالخوردگی حرکت می‌کند. براساس برآورد‌هایی که خودم، سازمان‌های پژوهشی داخل کشور و سازمان‌های بین‌المللی انجام دادند حدودا سال ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ یک چهارم جمعیت کشور ما سالخورده می‌شود در صورتیکه در حال حاضر جمعیت سالخورده کشور ما کمتر از ۱۰ درصد است.
کاظمی‌پور با اشاره به نگرانی وزارت بهداشت درباره سالخوردگی جمعیت ایران طی ۳۰ سال آینده عنوان می‌کند: به وزارت بهداشت گوشزد می‌کنم که سالخوردگی جمعیت کشور امری حتمی است و هر تلاشی هم بکنیم در آن سال‌ها، ۲۵ درصد جمعیت سالمند را خواهیم داشت؛ لذا سیاست‌های تجدیدنظر در زمینه باروری و افزایش ولادت لازم است، زیرا با ادامه روند فعلی رشد جمعیت کشور ما منفی خواهد شد.
وی خاطرنشان می‌کند: این درست نیست که خیالمان راحت باشد با افزایش باروری سالخوردگی جمعیت رفع می‌شود. ما حتی اگر فرزندآوری کنیم جمعیت سالخورده را داریم و هر ارگانی که بخواهند به این جمعیت خدمات بدهد باید این جمعیت را در نظر بگیرد. در سرشماری سال ۹۵ بیش از ۷ میلیون بیش از ۶۰ سال سن داشتند، اما در سال ۱۴۲۵ این عدد به ۲۵ میلیون خواهد رسید.
این استاد دانشگاه تصریح می‌کند: با فرزندآوری و وسیع شدن قاعده هرم سنی ۲۵ درصد جمعیت ساالمند نهایتا به ۲۲ درصد کاهش می‌یابد، اما ۲۵ میلیون نفر جمعیت سالمند بر سر جای خود باقی است.
او با تاکید براینکه وقتی در کشور‌ها ولادت زیاد است مرگ و میر هم به دلیل مرگ زیاد نوزادان بالا می‌رود، عنوان می‌کند: سیاست‌های کاهش جمعیت در راستای کاهش دفعات بارداری در یک زن است تا به همین میزان از آمار مرگ و میر هم کاسته شود. این سیاست‌های کاهش بارداری خیلی سریع جواب می‌دهند، زیرا در راستای توسعه بوده و افراد با فرزند کمتر رفاه بیشتری داشته و اطمینان خاطر بیشتری می‌یابند. اما سیاست‌های افزایش باروری بسیار دیرتر جواب می‌دهد، زیرا فردی که به رفاه و اطمینان خاطر رسیده است بیشتر به کیفیت بچه فکر می‌کند و به همین دلیل راضی نمی‌شود بچه‌های بیشتری بیاورد.
این جمعیت شناس با بیان اینکه خانواده‌ها امروز بیشتر به کیفیت بچه‌ها فکر می‌کنند تا کمیت و تعداد آنها، ادامه می‌دهد: امروز خانواده‌های باسوادتر و مرفه‌تر فرزندآوری کمی دارند در حالیکه می‌توانند فرزند بیشتری با کیفیت لازم داشته باشند، اما خانواده‌هایی که وضعیت مالی نامناسب و سواد کمتری دارند فرزند بیشتری هم دارند. تک فرزند و نداشتن فرزند بیشتری مربوط به قشر تحصیلکرده و مرفه است این قشر بیش از اندازه در زمینه فرزندآوری محافظه‌کاری می‌کنند این موضوع باعث شده که خود این خانواده‌ها نیز به عذاب بیفتند، زیرا تامین کردن خواسته‌های یک فرزند که توقعاتش سر به فلک می‌کشد سخت‌تر است چند فرزند است.

مشکلات زیرساختی کشور حل نشود فرصت جمعیتی را از دست می‌دهیم

وی با اشاره به اینکه دختران متولد به دهه ۶۰ ازدواج نکرده و به سن تجرد قطعی رسیده‌اند، می‌گوید: این اتفاق گاه به دلیل سختگیری‌های دختران در ازدواج رخ داده و گاهی ناخواسته رخ داده است. اما مردان در سن ۵۰ سال تقریبا ۲ درصد مجرد هستند د رکل ازدواج مساله‌ای است که حتما رخ می‌دهد؛ بنابراین نداشتن فرزند ناشی از محافظه‌کاری است. هر قدر ازدواج دیرتر رخ دهد به همان نسبت شرایط سخت‌تر شده و مساله فرزندآوری هم سخت می‌شود. میزان ناباروری باید در کشور به اندازه‌ای برسد که میانگین آن به ۲.۵ فرزند برسد.
کاظمی پور خاطرنشان می‌کند: مردم باید همکاری کنند تا معضل تغییر ساختار سنی جمعیت حل شود، اما پیش از آن باید مسئولان صادقانه عمل کنند و نه شعاری. زیرا بسیاری از مشکلات کشور ما مربوط به مدیریت است. ما کشور ثروتمندی داریم لذا وقتی مسئولان بر فرزندآوری مردم تاکید می‌کنند از طرف دیگر باید قدمی برای رفع مشکلات بردارند. باید ابتدا زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، امنیت سیاسی و اقتصادی را برای مردم ایجاد کنند و بعد از مردم بخواهند که برای تعدیل ساختار‌های جمعیتی فرزندآوری کنند.
این جمیت شناس اظهار می‌کند: به نظر من همان تاکید رهبری بر جهش و افزایش تولید بسیار مهم است. اگر این اقدامات را انجام می‌دادیم و به تولید می‌پرداختیم خود به خود اشتغال هم ایجاد می‌شود، یعنی اگر دولت به سمت تقویت زیربنا‌های تولیدی برود ایجاد اشتغال هم به دنبال خواهد داشت.
وی تصریح می‌کند: اگر مشکلات زیرساختی توسط مسئولان حل نشود یک فرصت جمعیتی را از دست می‌دهیم و در آینده جمعیت که در اشتغال تام نبوده و تحت پوشش بیمه‌های درمانی قرار نداشته سالمند، بیمار و از کار افتاده شده در حالیکه تحت پوشش بیمه و مستمری هم نیست. این سالمندان دچار فقر مطلق می‌شوند و جامعه از یک سو با خیل سالمندان فقیر و از سوی دیگر با افزایش تعداد فرزندان و فرزندآوری مواجه می‌شود و در نتیجه ما نمی‌توانیم از فرصت جمعیتی استفاده کنیم.
شاید فرزندآوری راه حلی مناسب برای حل مشکلات مرتبط با ساختار جمعیت باشد، اما پیش از تشویق مردم به ازدواج و فرزندآوری ضروری است به آن‌ها اطمینان خاطر داده شود که فرزندان‌شان در شرایط مناسبی زندگی کرده و از نظر اشتغال و نیاز‌های اول زندگی تجربه‌ای بهتر خواهند داشت. نمی‌توان نسلی را که برای تامین زندگی خود تجربه‌ای تلخ را پشت سرگذاشته و چه بسا که همچنان با این تجربه دست و پنجه نرم می‌کند به سوی داشتن فرزند و تشکیل خانواده سوق داد مگر با ایجاد شرایط امن زندگی نه در شعار که در عمل.
تگ ها

مقالات مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Close