طلاق؛ رکورداری افسار گسیخته در جامعه کنونی ایران

کلثوم دلیران- طلاق آسیب اجتماعی که این روزها رکوردار شده و به عنوان پدیده ای ناپسند در سطح جامعه ایران رخ داده چنانچه موجبات نگرانی متولیان امر را فراهم کرده است.

طلاق، واژه ای که در گذشته بازگو کردن آن حتی بر روی زبان قباحت داشت چه برسد زوجین برای رهایی از زندگی کردن با یکدیگر به جدایی و طلاق گرفتن فکر کنند. خلاصه این واژه در میان خانواده، اقوام و فامیل واژه ای خوشایند نبود.

طلاق آخرین گزینه زوجین برای جدایی از یکدیگر مباح وحلال شده است اما نه اینکه مرد و زن سر هر مساله ناچیزی به این عمل ناپسند فکر کرده و تیشه به ریشه زندگی خود بزنند.

تغییر سبک زندگی، پایین آمدن آستانه تحمل زوجین، عوامل اقتصادی، اعتیاد، بیماری های صعب العلاج ، اختلالات جنسی و روانی و …. از علل بیشمار طلاق در سطح جامعه ایران است که هر کدام از این مولفه ها خود دنیایی حرف برای گفتن دارد.

متاسفانه بر اساس آمار رسمی اعلام شده از سوی ثبت احوال ایران، در سال های اخیر بویژه در سال گذشته، تعداد ازدواج های ثبت شده نسبت به سال 1395، حدود 8 درصد(51 هزار مورد) کاهش داشته، در حالی که تعداد طلاق ها به 175 هزار مورد رسیده که بیشترین آمار ثبت شده در تاریخ ایران است. همچنین بر اساس این آمار، در سال گذشته 609 هزار مورد ازدواج ثبت شده که تعداد طلاق ها نسبت به ازدواج ها طی یک سال به 29 درصد رسیده است.

در اینجا دو نکته حائز اهمیت است یکی اینکه در گذشته اعلام چنین آماری از سوی نهادهای مرتبط امکان پذیر نبود که بنابر دلایلی خاص انجام می شده است درحالی که امروز مشاهده می شود این نهادها از ارائه آمار ولو منفی ابایی ندارند و شاید هم راه درستش این باشد واقعا چرا مردم نباید از درصد آسیب های اجتماعی موجود که گریبان گیر جامعه ایرانی است، مطلع شوند.

نکته بعدی سکوت نهادهای فرهنگی و برنامه ریز در سطح کلان است که نسبت به اعلام این آمار از سوی ثبت احوال ایران هیچ گونه عکس العملی نشان نداده که خود بسی جای تامل دارد.

اولین نهاد برای رشد آدمی بنیان خانواده است که متاسفانه طبق آمار این سال ها بنیان تعداد قابل چشمگیری از خانواده های ایرانی دچار تزلزل شده و فرزندان بیشتر آنها بر چسب “بچه طلاق” را یدک می کشند. طبیعی است این آمار دل هر خواننده قابل تاملی را به درد آورده و ذهن اهل فن و کسانی که در این زمینه دستی بر آتش دارند را مشوش کرده است.

وقتی از جامعه اسلامی سخن به میان می آید منظور جامعه ای است که مردم آن با تاسی از آموزه ها ی دینی و استناد به احکام اسلامی زندگی مشترک خود را آغاز کرده و انتظار می رود زن و مرد در غالب نهادی کوچک به عنوان اولین نهاد اجتماعی بنام خانواده در سایه قرآن کریم زندگی ایده آلی را شروع کنند.متاسفانه در سال های اخیر به دلایل مختلف به ویژه تغییر سبک زندگی، چشم و هم چشمی، اختلاف نسل، تفاهم نداشتن، عدم درک صحیح متقابل بین زوجین و …

بیشتر خانواده ها درگیر این گونه مسائل شده و روزگار را بر کام خود و دیگران تلخ کرده اند. طلاق عاطفی معضلی انکار ناپذیر است که گرچه دست اندرکاران امر آماری در این رابطه اعلام نکرده اند اما وجود آن در سطح جامعه موجبات نگرانی نهادهای فرهنگی را به دنبال داشته و دارد.

ازدواج دختران در سنین پایین و در نتیجه طلاق آنها بعد از چند سال زندگی مشترک منجر به شکست نیز نوعی دیگر از طلاق در سطح جامعه ایران است که معضلات خاص خود را دارد.

با این تفاسیر درست است به گفته روانشناسان، مسوولان و متولیان، معضلات فرهنگی و آسیب های اجتماعی در سطح جامعه امروزی ایران افزایش یافته است اما در مقابل به طور اطمینان باید بگوییم راهکارها و عواملی بازدارنده نیز وجود دارد که بتوان این معضلات را مهار کرده و سطح سلامت روانی اجتماعی را ارتقاء داد.

احساس می شود آموزش به عنوان حلقه گمشده ای که می تواند از بدو اجرای هر برنامه فرهنگی و اجتماعی به رشد و ترقی مسائل کمک کند، فراموش شده است. داشتن سواد کافی و علم به زندگی مشترک، فراگیری نکات مثبت برای ایجاد ارتباطی سالم و بنیان گذاری یک زندگی خوب بر پایه آموزه های دینی و اسلامی نکته حائز اهمیتی است که نهادهای فرهنگی می توانند در غالب آموزش همه موارد را بگنجانند تا جامعه به سمتی برود که روزی شاهد کاهش آسیب های اجتماعی به ویژه کاهش آمار طلاق باشیم.

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Close