اخبار ایران

سید حسن خمینی: دینداری ما کاریکاتوری است؛ همه دنبال کاسبی هستیم

روزهای بروجرد- مراسم رونمایی از کتاب «تحریرالاصول» تقریر درس خارج اصول امام خمینی به قلم آیت الله جوادی آملی است، با حضور این مرجع عالیقدر و آیت الله سید حسن خمینی برگزار شد.

به گزارش جماران؛ سید حسن خمینی در مراسم رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» با اشاره به خصلت شجاعت امام راحل گفت: ترس یا شجاعت، طمع یا خوف، حسد یا کینه، حب نفس یا حب ذات ربوی ما را به حرکت می دارد و درس و بحث بهانه هایی است که می توانیم با آن خودمان را توجیه کنیم. شاید به این جهت است که از فقه هم حماسه و هم رکود امکان بیرون آمدن دارد.

یادگار امام با تأکید بر اینکه «چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید»، افزود: اگر مشکلی می بینیم به این دلیل است که جان و روح ما مشکل دارد. مرحوم مطهری تعبیر می کنند که امام مانند یک مغناطیس جان های شاگردان را منظم می کرد. در بررسی امور اگرچه باید به دنبال دلیل باید گشت اما بیش از دلیل باید علت های درونی خود را بازیابی کنیم.

وی اظهار داشت: دینداری ما کاریکاتوری است و تناسب ها در آن بر هم ریخته است. آیا واقعا قبح اعمال در نگاه ما به همان اندازه است که شریعت می گوید؟! الغیبه اشدّ من الزنا. اگر کسی به خمر لب زده باشد هرگز با او رفاقت نمی کنیم، اما یقین دارم پشت سر کسی که پنج دقیقه قبل غیبت کرده نماز هم می خوانیم. آیا توانسته ایم حبّ نفس را از دنیای خودمان دور کنیم؟! همه دنبال کاسبی هستیم. همه آنچه که مردم از ما انتظار دارند، آن چیزی نیست که در کتاب ها می خوانیم. امروزه با جامعه ای مواجه شده ایم که انتظارات آن فراتر از چیزی است که ما در کتاب ها می خوانیم؛ مشکل از کسانی است که اینها را باید به ما یاد می دادند و ندادند.

سید حسن خمینی یادآور شد: یکی از ویژگی های بزرگ امام این بود که به دین نگاه کاریکاتوری نمی کرد و اگر کسی ظلم کرده بود نمی توانست سکوت کند. این گونه نبود که فریاد بابت یک مشروب فروشی یا سینما بالا برود و نسبت به اصل مسأله سکوت کند؛ با این رفتار بود که مردم در امام دوای درد خودشان را دیدند. اعجاز سخن امام این بود که به علل رجوع می کرد و دست روی دردها می گذاشت. امام درد مردم را نشان داد و خودش دوای درد شد؛ یعنی هم کمند بلای مخالفین انسانیت و هم کلید نجات انسانیت شد.

وی تأکید کرد: یکی از ویژگی های ممتاز امام همین است که شاگردان را در فضای مغناطیس وجود خودشان پرورش دادند و تحت تأثیر آن فضا عمق و جان گرفتند. این مغناطیس از نزدیکان امام شروع شده تا کسانی که او را ندیده اند. آنها ولایت فقیه را از راه مقبوله عمر بن حنظله* نفهمیدند، بلکه چون امام آن را پی ریزی کرده بودند، آن را دوای درد خودشان دیدند و گفتند اگر آن چیزی که می گویی، تو هستی خوب است.

وی ادامه داد: جذب امام شدن برای طلبه ها تابع شخصیت امام بود؛ چون او را چنان یافتند که باید بود.

یادگار امام با اشاره به تعبیری از رهبر معظم انقلاب افزود: مقام معظم رهبری چند بار به طور خصوصی به من گفتند و شاید جای دیگر هم گفته باشند که اگر ما بعدها می شنیدیم که چنین آدمی آمد و رفت غبطه می خوردیم که چرا او را ندیدیم.

وی با بیان اینکه حوزه اشراق مغناطیسی امام بود که پرورش انسان می داد، گفت: در محضر آیت الله جوادی آملی استفاده ای که انسان از فضا می کند بیش از تأثیری است که از ادله مطرح شده می گیرد. این درسی است که شاگردان امام از امام گرفته اند و می شود همچون پایه ای برای عبور از مشکلات امروز کرد که مقداری هم به خصلت های درونی و ویژگی های خودمان بپردازیم.

عمر بن حنظله می‌گوید از امام صادق(ع) درباره دو نفر از دوستانمان (یعنی شیعه) که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنی قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به.

پرسیدم: چه باید بکنند؟

فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است… بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی‌گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.

*مقبوله عمر بن حنظله حدیث معروفی از امام صادق(ع) است که در مباحث مهم فقه و اصول مانند تعارض ادله و ولایت فقیه مورد استفاده قرار گرفته است. راوی این حدیث عمر بن حنظله است و در آن از امام(ع) درباره وظیفه شیعیان در امر قضاوت و شیوه ترجیح اخبار متعارض سوال نموده است.

تگ ها

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Close